تبلیغات
با نگاهی بخر دل من و سر براهم كن . " حضـرت مـادر " ..

با نگاهی بخر دل من و سر براهم كن . " حضـرت مـادر " ..
منتظرکسیست که منتظرشهادت باشد
قالب وبلاگ
نویسندگان
لینک های مفید

_____________________________________________________________________

*سال با برکتی داشته باشید

*جای خالیش هرگز پر نخواهد شد[بغض]




طبقه بندی: یا مهدی(عج)،
[ چهارشنبه 30 اسفند 1391 ] [ 03:31 ب.ظ ] [ shia girl ]

آداب مسافرت 

 

    

 

پیامبر(ص) با تنها سفر کردن مخالف بود

 رسول خدا (ص) می‌فرماید: همسفرت را بیاب و بشناس؛ آن‌گاه سفر کن! آن حضرت در توصیه‌ای به حضرت علی(ع) فرمودند: ای علی! به تنهایی سفر نکن، چرا که شیطان همراه تنهاست.

 

، همزمان با فرارسیدن بهار، عده بسیاری از افراد جامعه برای دیدن اقوام دور و نزدیک خود به مسافرت می‌روند لذا مسافرت نیز آدابی دارد که رعایت آنها سفر را خوش و خاطره‌انگیز می‌کند.

این بخش از کتاب گران‌سنگ مفاتیح‌الحیات به قلم ایت الله جوادی آملی به بیان اهمیت سفر و آداب مسافرت در سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام پرداخته است که از نظر می‌گذرد.

 

*اهمیت سفر

امیر مؤمنان (ع) می‌فرماید: مسافرت کنید که در آن پنچ فایده است:

اندوه‌زدایی، درآمدزایی، دانش‌افزایی، ادب‌آموزی و همراهی با شرافتمند.1

رسول خدا (ص) می‌فرماید: سه دعا بی‌تردید مستجاب است: دعای مظلوم، دعای مسافر و دعای پدر برای فرزندش.2

حضرت علی (ع) می‌فرماید: شخص نباید به سفری رود که در آن بر دین و نمازش هراسان است.3

 

* آداب سفر

دعا و صدقه: حضرت رسول (ص) هنگامی که به سفر می‌رفت، چنین دعا می‌کرد: «اللهم إنی أعوذ بک من و عثاء السفر و کابة المنقلب و سوء المنظر فی أهل و المال و الولد»؛ خدایا از سختی سفر و اندوه دوری و سرگردانی و دربدری و بدمنظری درباره خاندان و مال و فرزند به تو پناه می‌برم.4

در فقه الرضا (ع) آمده است که: هرگاه قصد سفر کردی خاندانت را گردآور و دو رکعت نماز گزار و خدا را تمجید کن و بر پیامبر درود فرست و دستانت را به دعا بلند کن و بگو: «اللهم انی استودعک الیوم دینی و نفسی و مالی و اهلی و ولدی و جمیع جیرانی و اخواننا المؤمنین الشاهد منا و الغائب عنا»؛ خدایا! من امروز دین و جان و مال و خاندان و فرزندان و همه همسایگان و برادران مؤمن حاضر و غایب را به تو می‌سپارم.

همچنین امام صادق(ع) می‌فرماید: سفرت را با صدقه آغاز کن و آیةالکرسی بخوان.5

 

زمان سفر: رسول خدا (ص) می‌فرماید: شبانه مسافرت کنید، زیرا زمین آن گونه که پیموده می‌شود در روز طی نمی‌شود.6 و ایشان از اینکه مردی شبانه از سفر نزد خانواده‌اش بازگردد نهی فرمود، مگر اینکه پیش‌تر آنها را خبردار کند.7

امام صادق (ع) می‌فرماید: مسافر، روز شنبه مسافرت کند؛ حتی اگر سنگی در روز شنبه از کوهی فرو غلتد، خدا آن را به جایش بازگرداند.8

سپس حضرت در ادامه فرمودند: از آداب و لوازم سفر، به همراه داشتن توشه فراوان و خوب و بخشش آن به همسفران است و نیز رازپوشی پس از سفر و شوخی‌هایی که موجب خشم خدا نباشد.9

خداحافظی:

رسول خدا (ص) می‌فرماید: هرگاه سفر می‌کنید با برادران دینی خود خداحافظی کنید، زیرا خدا در سایه دعای آنان برایتان برکت قرار می‌دهد

بقیه در ادمه مطلب حتما بخونید----->>

.

.

.

با سپاس و تقدیر از استاد بزرگوارم که زحمت جمع آوری مطالب رو کشیدند


ادامه مطلب

طبقه بندی: تلاش برای بهتر شدن،
برچسب ها: مسافرت، آداب سفر، مفاتیح الحیاه، احادیث، وبلاگ منتظر، استادخیامی،
[ سه شنبه 29 اسفند 1391 ] [ 09:38 ق.ظ ] [ shia girl ]

حواسمان هست

                                

                                              دنیا دوربین مداربسته  

                                               آخرت است

 

باری ما شهدا ره صد ساله را در کمتر از یک شب بلکه کمتر پیمودیم و به شهادت رسیدیم...

اما راه سخت و دشوار برای کسانی ماند که از دو راه « و منهم من قضی نحبه (یعنی شهادت) و منهم من ینتظر» راه دوم را انتخاب کردند یعنی انتظار شهادت...

همان ایشانند که اگر در کوره ی حوادث ، پایدار بمانند یقینا مقامشان از ما بالاتر است...

و خوشا به حالشان....

شهید عباس شمس درخشان

_____________________________________________________________________________

* یک فرشته سیاه روبروی حرم اقا قرار داره از یه جهاتی  من و اون شبیه همیم البته نه فرشته بودنش...اما دیشب سفید وبرفی شده بود برای منم دعا کنید آقا مارو بخرن....

*کم کم داره فاطمیه از راه میرسه.........




طبقه بندی: :.ولی نعمتم آقای مهربان....،
برچسب ها: دنیا، اخرت، دوربین خدا، حواس، وبلاگ منتظر، حرم،
[ جمعه 18 اسفند 1391 ] [ 12:08 ب.ظ ] [ shia girl ]

;..هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی،

خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی،

عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی،

هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم

امنیتی به وجود آورم،

 تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی،

تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم

و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم...

تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم،

و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم...

.

.

.

خدایا ....

________________________________________

* قبلا ها خیلی بهتر بودم الان ها بیشتر حس پرگاریو دارم که داره دور خودش میچرخه

*خدایا بهم بینایی بده تا راه نجاتو ببینم




طبقه بندی: صاحب خانه دل من باش،
برچسب ها: زندگی، دنیا، شهیدچمران، وبلاگ منتظر، خدااا،
[ جمعه 11 اسفند 1391 ] [ 08:31 ب.ظ ] [ shia girl ]

 

از علامه جعفری می پرسند چی شد که به این کمالات رسیدی ؟!

ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میکنن و اظهار میکنند که هر چه دارند از کراماتی است که بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :

«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت .

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (۱۰ الی ۲۱ مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با ۲۵ و یا ۳۵ درجه خیلی گرم می شد . آنسال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که ، عربهای بومی را اذیت می کرد ما ایرانیها هم که ، اصلا خواب و استراحت نداشتیم . آنسال آنقدر گرما زیاد بود که ، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود . من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می کردم و می خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور بر می دارم ، در اقل وقت و سریع !

 

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف ، گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد . عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار »

بقیه در ادامه مطلب نخونید از دستتون رفته----->>>


ادامه مطلب

برچسب ها: زیباترین دختر، علامه جعفری، امام علی، امتحان الهی، وبلاگ منتظر،
[ دوشنبه 7 اسفند 1391 ] [ 11:07 ب.ظ ] [ shia girl ]

 

 

 

 

نمى دانید؛ واقعاً نمى ‏دانید چه لذتى دارد وقتى سیاهى چادرم ،

دل مردهایى که چشمشان به دنبال خوش ‏رنگ ‏ترین زن ‏هاست را مى ‏زند ...

نمى ‏دانید؛ واقعاً نمى ‏دانید چه لذتى دارد وقتى در خیابان و دانشگاه و... راه مى ‏روید و صد قافله دل کثیف ،

همره شما نیست ...

نمی دانید چقدر لذت‏ بخش است وقتى وارد مغازه ‏اى مى‏ شوم و مى ‏پرسم:

آقا! اینا قیمتش چنده؟ و فروشنده جوابم را نمى ‏دهد؛

دوباره مى‏پرسم: آقا! اینا چنده؟

فروشنده که محو موهاى مش‏ کرده زن دیگرى است و حالش دگرگون است، من را اصلاً نمى ‏بیند ...

باز هم سؤالم بى‏ جواب مى‏ ماند و من ، خوشحال ،

از مغازه بیرون مى‏ آیم ...

نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى مردهایى که

به خیابان مى ‏آیند تا لذت ببرند،

ذره ‏اى به تو محل نمی ‏گذارند ...

نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى شاد و سرخوش ، در خیابان قدم مى ‏زنید؛

در حالى که دغدغه این را ندارید که شاید گوشه‏ اى از زیبایى ‏هاتان ، پاک شده باشد و مجبور نیستید خود را با دلهره،

به نزدیک ‏ترین محل امن برسانید تا هر چه زودتر، زیبایى خود را کنترل کنید؛

زیبایى از دست رفته‏ تان را به صورتتان باز گردانید و خود را جبران کنید ...

 

نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى جولانگاه نظرهاى ناپاک و افکار پلید مردان شهرتان نیستید ...

نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى کرم قلاب ماهى‏گیرى شیطان براى به دام انداختن مردان شهر نیستید ...

نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى مى ‏بینى که مى ‏توانى اطاعت خدایت را بکنى؛ نه هوایت را ...

نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى در خیابان راه مى ‏روید؛

در حالى که یک عروسک متحرک نیستید؛ یک انسان رهگذرید ...

 


شعری زیبا در ادامه مطلب

طبقه بندی: .:مگر در حــــــرام آرامشی وجود داره؟، .:زن باشی و از ابشار زیبای موهایت لذت ببری ولی...، حجابم...،
برچسب ها: حجاب، نگاه بیحیا، چادر، لذت، وبلاگ منتظر،
[ یکشنبه 6 اسفند 1391 ] [ 11:49 ق.ظ ] [ shia girl ]

بسم رب الشهدا

 

 

 

اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ‏ یا اَوْلِیآءَ اللَّهِ وَاَحِبَّائَهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَصْفِیآءَ اللَّهِ وَاَوِدَّآئَهُ،

 اَلسَّلامُ‏عَلَیْكُمْ یا اَنْصارَ دینِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَنْصارَ رَسُولِ اللَّهِ،

اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَنْصارَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَنْصارَ

فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ الْعالَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَنْصارَ اَبی مُحَمَّدٍ

الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ، الْوَلِىِّ النَّاصِحِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَنْصارَ اَبى‏ عَبْدِاللَّهِ،

بِاَبى‏ اَنْتُمْ وَاُمّى‏ طِبْتُمْ، وَطابَتِ الْأَرْضُ‏[ اَنْتُم‏] الَّتى‏  فیها دُفِنْتُمْ، وَفُزْتُمْ‏

فَوْزاً عَظیماً، فَیا لَیْتَنى‏ كُنْتُ مَعَكُمْ، فَاَفُوزَ مَعَكُمْ، *

 

تقدیم به......

سفرنامه نمیتونم بنویسم اصلا توانشو ندارم

اونجا مفهومایی بود که از زبون قاصر من برنمیاد وصفش ،ولی هرچی که بود خودِ خودِ خدا و هرچی که به خدا میرسه بود کاش 7-8 سال پیش میتونستم برم کاش

از غروب شلمچه چی بگم؟چی میتونم که بگم

از کانال ،باتلاق،اروند.عشق،یا زهرا،توکل،...از تابلویی که نوشته بود275 کیلومتر تا کربلا وشهدایی که شاید10 روز قبل توی تفحص پیدا شده بودند چی بگم؟

فکه رفتم اما فکه نبود مکه بود از خاکی که اغشته به پوست و گوشت بهترین جوانان عالم بود چی بگم

فکرمیکردم اونجا که بودم به امام زمان نزدیک تر بودم  فکرمیکردم شهدا بچه مشهدیا رو بخاطر هم محله ای بودن با آقا امام رضا  دوس دارن..............ای وای وای از روی سیاهم ....

بفهمم شهید سید احمد پلارک چکار کرد که گلاب از مزارشون میجوشه............

خدایا کمکم کن اخلاق و کردار شهیدان رو توی زندگیم پیاده کنم شهیدی زندگی کنم بفهمم کی باید به مقتدام  لبیک بگم...

دین رو شناختند و بهش عمل کردند و یاریش کردند.

 .

.

.

شهدا شرمنده ام




طبقه بندی: رفتی تا من بمانم.....،
برچسب ها: سفر، راهیان نور، زیارت شهدا، حضرت زهرا، وبلاگ منتظر،
[ پنجشنبه 3 اسفند 1391 ] [ 06:25 ب.ظ ] [ shia girl ]

این مطلب پست ثابت است





اِلــــهی

قلبی مَحجوبٌ

وَ نفسی معیوبٌ...

و عقلی مغلوبٌ ....

و هوائی غالبٌ .......

و طاعتی قلیلٌ ...........

و معصیتی کثیرٌ ............

و لسانی مُقِرٌ بِالذُّنوبِ...........

 فَکیفَ حیلتی یا ستار العیوبِ و یا علّام الغُیوبُ و یا کاشف الکُروبِ

اِغفر ذُنوبی کلّها بحُرمَةِ محمَّد و آل محمّد

یا غفّارُ یا غفّارُ یاغفّارُ




طبقه بندی: صاحب خانه دل من باش،
برچسب ها: مسجدمقدس جمکران، ولادت امام حسن عسکری، وبلاگ منتظر، دعای صباح،
[ چهارشنبه 2 اسفند 1391 ] [ 10:22 ق.ظ ] [ shia girl ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف):بدون شک شیعیان جاهل و کم خردان آنها و کسانی که بال پشه از دین آنها محکم تر است ما را آزار میدهند.

لینک های مفید
آمار سایت
امکانات وب

وب هکس

کد متحرک کردن عنوان وب